تاريخچه ذن

در حدود 1500 سال پيش راهبی هندی به نام بوديدارما1
به چين سفر كرد . بر طبق گزارشات تاريخی ، وی احتمالاَ در سال 440 ميلادی در هند زاده شد2
و به مدت 40 سال نزد پراجناتارا3
به شاگردی پرداخت . بوديدارما بيست و هشتمين جانشين از سلسله جانشينان
سيدارتا گوتمه بودا4
در هند شد . وی در سال 520 ميلادی به جنوب چين عزيمت كرد. پس از ملاقات
امپراطور وو5
از دودمان ليانگ6
، به سوی شمال چين سفر كرده و
پس از مدتی در معبد
شائولين7
در استان هنان8
اقامت نمود . بودايدارما در طی سفرش به سوی معبد شائولين در چين ، بامكتب
كهن سال دائو9
آشنا شد . بنابر اسناد تاريخی ، بناينگذار آيين دائو را پير خردمندی به نام
لائوزه10
می دانند . وی كه همدوره كنفوسيوس11 بود، كتابی با عنوان دائو
د جينگ12
از خود به يادگار گذاشته است . اين كتاب كه در هشتاد و
يك دفتر و
در حدود پنج هزار كلمه نوشته شده ، مفاهيم آيينی مكتب دائو
را به اختصار بيان می كند.
تعاليم لائوزه براساس قوانين طبيعت و
پيروی از دائو
استوار است . اين آيين كه با آيين كنفوسيوس مغايرت ها و
تضادهای بسياری داشت
، در طی دوران های گوناگون تاريخی
و
فرهنگی چين ، همواره
از مكاتب تأثير گذار براين سرزمين محسوب شده و
تأثيرات بسزايی بر فرهنگ و زير ساختهای اجتماعی مردمان چين
گذاشته است .

بوديدارما در راه رسيدن به شمال چين با آيين دائو آشنا شده
وآن را
بسيار عميق يافت .
وی پس از ورودش به معبد شائولين ، مكتب ذن را پايه گذاری كرده و
به آموزش رهروان
پرداخت . هر چند نحوه نشستن در هنگام مراقبه در ذن ، همان است كه بودا
مبتكرآن بود ، بوديدارما ديدگاه جديدی از اين مراقبه را پايه نهاد كه بر
اساس مراقبه مستمر استوار بوده و
پيوندی بود ميان
انديشه های دائويی
و
بودايی
. ذن واژه ايست
ژاپنی و
معادلی ست برای لغت چن13
در زبان چينی كه آن نيز خود بر گرفته از واژه ديانا14
در زبان سانسكريت است ، به معنای مراقبه . پس از مرگ بوديدارما ( احتمالاَ
در 528 ميلادی ) ، شاگرد برجسته او هوئی كه15
جانشين وی شد . پس ازهوئی كه
به ترتيب
سنگ زن16
، دائوسين17
و
هونگ ژن
18 يكی پس از ديگری به جانشينی
و
مرتبه استادی طريقت
ذن نائل آمدند . ششمين استاد ذن ، هويی ننگ19
( 713- 638
) از برجسته ترين اساتيد
تاريخ ذن محسوب می شود . آموزه های وی بكر و خالص بود
. پس از هويی ننگ
نظام جانشينی در ذن از بين رفت و
ذن به فرقه های گوناگون تقسيم شد.
در سال 1191 ميلادی مكتب ذن رينزايی بوسيله
ی لين تسي20
– به ژاپنی : ایسایی
21 -(
1215 1141– ) به ژاپن برده شد . اين راهب مراكزی را در كيوتو و كاما كورا جهت
آموزش ذن ، تحت حمايت امپراطور بنياد نهاد . در مكتب رينزايی علاوه بر ذاذن
از كوآن22
نيز بهره می جويند . كوآن
، معما ، جمله و
يا حركتی است كه
توسط استاد برای شاگرد مطرح می شود . اين معما هيچ جواب معقول و
معمولی ندارد . كوآن
در راستای شكستن ساختارهای ذهنی رهروان بكار می رود . استاد هاكويين23
(1768-1685) اولين كسی بود كه سيستم كو آن را به هم پيوست و گفته می شود
بيش از هشتاد جانشين تربيت كرد .
در آموزش ذن بين استاد و شاگرد علاوه بر ارتباط لفظی از
ارتباط غير لفظی مانند : سكوت ، خنده ، ژست ، نواختن سيلی ، پس گردنی ،
پيچاندن گوش
، اردنگی
و
…
نيز استفاده می شود . در بعضی موارد ضربات شديد فيزيكی نيز گزارش شده است .
پيروان مكتب رينزايی به ناگهانی بودن بيداری يا ساتوري24
معتقدند . آنان در هنگام ذاذن رو به قسمت ميانی تالار ذن می نشينند .
در سال 1227 ميلادی ، مكتب سوتو
ذن توسط نابغه كم
نظيری به نام دوگن ذنجي25 (1253-1200) در ژاپن پايه گذاری شد . فلسفه دوگن بر سه اصل اساسی استوار
بود : 1- مراقبه اينجا و اكنون ، 2- ديگری من نيست و من ديگری نيستم و 3-
فقط نشستن
( شیکان تازا )
دوگن بر مراقبه مستمر و خالص كه همان ذاذن است ، تاكيد
بسيار داشت . مكتب سوتو بر تدريجی بودن بيداری يا ساتوری استوار است و
بزرگان اين طريقت راه رسيدن به تجربه مراقبه در اكنون را ذاذن می دانند .
در اين طريقه افراد در هنگام مراقبه ، رو به ديوار ذندو می نشينند .

در طول مراسم ذاذن ، از چوب نسبتا بلند و تقريبا مستطيل
شكلی به نام كی ساكو26
يا كيوساكو27
استفاده می شود . سرپرست تالار ، با اين چوب به شانه راست فرد مراقبه كننده
ضربه ای را وارد می آورد . اين ضربه علاوه بر جلوگيری از خواب آلودگی و
غفلت رهرو، تنش ها و انقباضات شبكه عصبی شانه را رها می سازد.
ذاذن بخش اساسی و پايه ای طريقت ذن محسوب می شود ، از اين
رو رهروان همواره به ذاذن پرداخته و بر وضعيت بدنی ويژه در اين مراقبه دقت
فراوان دارند .
شاگردان ذن در معابد علاوه بر انجام ذاذن به اموری چون :
نظافت ، آشپزی ، دوزندگی ، نقاشی ، خطاطی ، ورزش ، كشاورزی و بسياری امور
ديگر اشتغال داشته و تا سر حد امكان سعی در تهيه مايحتاج معبد توسط خود
راهبان دارند .
در مكتب سوتو ، گروهی از اساتيد بر اين اعتقادند كه ذاذن
همان بيداری است . در اين راستا
استاد
تايزن دشی
مارو گفته :
(( ذاذن ،
راز ذن است . ذاذن دشوار است می دانم . اما اگر هر روز تمرين شود برای
گسترش آگاهی و دل آگاهی و رسيدن به كشف و شهود ، بسيار موثر است . ذاذن نه
تنها موجب آزاد شدن مقدار زيادی انرژی می شود ، بلكه نشستن بيداری نيز هست
. به هنگام ذاذن نبايد در جستجوی دستيابی به چيزی باشيم .))
جوهر ذن دست نايافتنی ست ، مگر با تجربه ذاذن . واژگان و
كلمات ، هرگز ما را به سوی درك ذن هدايت نمی كنند ، از اين رو اجرای ذاذن ،
راهگشای ذهن جوينده است ، جوينده ای كه بايد همه چيز را رها كند . عدم
اتصال ، شارش آگاهی ست .
پی نوشت ها :
1-
Bodhidarma
(سانسكريت ) در ژاپنی :
Darama
2-
رد پاين (Red Pine
) در گزارشی پيرامون بوديدارما ، سال تولد اورا 440 ميلادی در كانچی
(Kanchi)
، پايتخت پادشاهی جنوب پالاوا
(Pallava)
در هند ذكر می كند .
3-
Prajnatara
4-
Siddhartha Gautama Buddha
(سانسكريت )،
SiddhattaGotama
(پالی )نام اصلی بودا ، بنيانگذار آيين بودايی
5-
Wu
6-
Liang
7-
Shaolin
8-
Henan
9-
Dao
يا
Tao
10-
Lao Tzuيا
Tao Zi
Lao
نام وی را لائودزو ، لائو تزو، لائوزه و
…
نيز نگاشته اند .
11-
Confucius
، كه در واقع شهرت اصلی وی كونگ زه
KongZi
، به معنای استاد كونگ بوده است . در حقيقت نام اصلی وی
KongQin
بوده . (غربی ها او را به لاتين كنفوسيوس می نامند . )
12-
Dao De Jing
يا
Tao Te Ching
13-
Chan
14-
Dhyana
15-Hui-Ke
يا
Hui-Ko
16-
Seng-Tsan
17-
Tao-hsin
18-
Hung-Jen
19-
Hui-neng
يا وی لانگ (Wei-Lang)
به ژاپنی ئه نو
(Eno)
20-
Lin-tsi
21- Eisai
22-
Kuan
23-Hakuyin
24-
واژه ايست ژاپنی معادل (بدی ) يا (بدهی ) در سانسكريت و (وو) در چينی
25-
در بخش ( زندگی نامه
دوگن ذنجی ) شرح بيشتری پيرامون زندگی دوگن ارائه شده است .
26-Keisaku
27-
Kyosaku